ماهنامه علمی سبک شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)
اطلاعات مقاله
ماهنامه علمی سبک شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب) شماره 115

سال : 18
شماره : 9
شماره پی در پی : 115

ماهنامه علمی سبک شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)
سال 18، شماره 9، ، شماره پی در پی 115

مبتداسازی و کانونی‌سازی در زبان فارسی: سازوکارهای نحوی، آوایی، صرفی و تعامل آنها

صفحه (127 - 143)
نرگس رحمانی ، محمدرضا اروجی (نویسنده مسئول)، هومن بیژنی
تاریخ دریافت مقاله : خرداد 1404
تاریخ پذیرش قطعی مقاله : شهریور 1404

چکیده

زمینه و هدف: این مقاله به بررسی نظام‎مند و عمیق دو فرآیند محوری در ساخت اطلاع (Information Structure) زبان فارسی میپردازد: مبتداسازی (Topicalization) و کانونی‌سازی (Focalization) . مبتداسازی با ارتقای یک سازه به جایگاه ابتدایی جمله، «موضوع» (Topic) گفتمان را مشخص میکند» و پدیده ای قابل‌توجه، همراهی نشانه مفعولی «را» با سازه های غیرمفعولی در این فرآیند است که بر موضوع‌بودگی (Aboutness) و مشخص‌بودگی (Definiteness/Specificity) تأکید میورزد. کانونی‌سازی، برجسته سازی «اطلاعات جدید، متضاد یا تأکیدی» (Focus) را بر عهده دارد.

روش پژوهش: این مطالعه به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و داده ها با استفاده از تکنیکهای کتابخانه ای گردآوری شده ‌اند. داده ‌ها بصورت هدفمند جمع‌آوری شده بصورتی که جملاتی که از نظر محققین دارای مبتداسازی یا کانونی‌سازی از نوع آوایی، صرفی و نحوی بوده انتخاب شدند. مقاله حاضر، با به کارگیری چارچوب نظریه کمینه گرا (Minimalist Program) و رویکردهای نقشگرا (Functionalist)، به توصیف، تحلیل و مقایسه این سازوکارها، تعامل آنها با یکدیگر و با پدیده مبتداسازی، و نیز بررسی نقش نشانه «را» میپردازد.

یافته ها: فارسی از سه راه کار متمایز و غالباً همپوشان استفاده میکند: کانونی‌سازی نحوی(syntactic focalization) بر جابجایی (Scrambling) سازه به جایگاه های اختصاصی نحوی مانند [Spec, FocP]. کانونی‌سازی آوایی (Phonological Focalization)مبتنی بر اعمال تکیه سنگین (Heavy Stress/Accent) بر عنصر مورد نظر در جایگاه دستوری اصلی آن. کانونی‌سازی صرفی (Morphological Focalization) مبتنی بر استفاده از کانوننما (Focus Markers) مانند «که (ke) بلافاصله پس از سازه کانونی.

نتیجه گیری: مبتداسازی به عنوان ابزاری کارآمد برای معرفی و ردیابی موضوعات گفتمان، با ارتقای طیف گسترده ای از سازه ها (مفعول، متممها، قیدها) به جایگاه ابتدایی جمله یعنی مشخصگر گره مبتدا عمل میکند. ویژگی بارز و بحث‌برانگیز فارسی، همراهی نشانه «را» با سازه های غیرمفعولی در این جایگاه است. کانونی‌سازی از طریق قلب نحوی مبتنی بر جابجایی سازه به جایگاه مشخصگر گره کانون، از طریق اعمال تکیه سنگین بر سازه در جایگاه دستوری اصلی آن و همچنین با استفاده از کانوننمای «که» بصورت درجا صورت میگیرد که نشان‌دهنده کانون تقابلی است.

کلمات کلیدی
ساخت اطلاع , مبتدا (Topic) , کانون (Focus) , مبتداسازی , کانونی‌سازی , قلب نحوی , تکیه سنگین , کانوننما