%0 Journal Article %T بازنمایی جهانبینی شاعران معاصر در استعاره های هستیمند شعر فارسی (۱۳۷۰–۱۴۰۰) %J Journal of the stylistic of Persian poem and prose (JSPPP) %I بهار ادب %Z 3060-5660 %A Maryam Saki %A Leila Hashemian %D 2026 %\ 2026/03/31 %N 124 %V 19 %P 239-257 %K Conceptual metaphor %K existential metaphors %K Cognitive linguistics %K contemporary Persian poetry %K Anthropomorphism %K objectification %K containerization %X زمینه و هدف: استعاره های هستیمند(Ontological Metaphors) از ارکان بنیادین نظریه زبانشناسی شناختی به شمار میروند که از طریق آنها، انسان تجربه های انتزاعی و مفاهیم پیچیده را در قالب موجودات یا پدیده های ملموس و عینی بازنمایی میکند. در حوزه ادبیات، کارکرد استعاره فراتر از یک آرایه زیبایی‌شناختی صرف است و ابزاری برای بازتاب جهانبینی شاعر و خلق واقعیت‌های نو محسوب میشود. با اینحال، در شعر معاصر فارسی، شکاف عمیقی میان به کارگیری استعاره برای خلق معنا و استفاده از آن به عنوان یک الگوی تکراری و کلیشه ای وجود دارد. پژوهش حاضر با هدف واکاوی این مسئله انجام شده است که آیا الگوهای استعاریِ به کاررفته در آثار چهار شاعر معاصر (سیدعلی صالحی، اکبر اکسیر، ابوالفضل پاشا و شهرام میرزایی) به غنای معنایی انجامیده یا به کلیشه سازی و بازنماییهای تکراری محدود شده اند. روش مطالعه : این پژوهش با بهره گیری از چارچوب نظری استعاره شناختی لیکاف و جانسون و با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل مجموعه اشعار چهار شاعر نامبرده در بازه زمانی ۱۳۷۰ تا ۱۴۰۰ است که استعاره های هستیمندبه کاررفته در آنهااستخراج، طبقه بندی و تحلیل شده اند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان میدهد که اگرچه توزیع استعاره ها در آثار این چهار شاعر از نظر آماری متفاوت است، اما در سطح کیفی، الگویی تقلیل‌گرایانه بر آنهاحاکم است. به طور مشخص، غلبه ۳۸ درصدی استعاره های شیء‌انگاری در آثار شهرام میرزایی و تسلط ۷۳ درصدی استعاره های انسان‌انگاری در آثار اکبر اکسیر، نشان‌دهنده اتکای بیش از حد ذهن شاعران به مکانیسم‌های ساده سازی است. این نتایج حاکی از آن است که شاعران مورد مطالعه، به جای عبور از مرزهای شناخته شده زبان برای بازنمایی جهان، به الگوهای پیشین و تثبیت‌شده بازگشتند. نتیجه گیری: این پژوهش در نهایت نتیجه میگیرد که نوع بازنمایی هستیمند در آثار بررسی‌شده، به جای ایجاد افق‌های نو و ماندگار ادبی، به بازنمایی‌های گذرا انجامیده است. فقدان نوآوری در ساختار استعاره ها و گرایش به الگوهای آشنا، مانع اصلی گذار این شاعران از جریان‌های ادبی زودگذر به جایگاهی مستحکم در تاریخ ادبیات معاصر ایران است. این یافته ها ضرورت بازنگری در کیفیت استعاره های هستیمندرا برای دستیابی به اصالت ادبی در شعر معاصر برجسته می‌سازد. %U https://bahareadab.com/article_id/2044