%0 Journal Article %T بازتاب هوش هیجانی در شاهنامه فردوسی بر اساس نظریه گلمن با محوریت مؤلفه مهارتهای اجتماعی %J Journal of the stylistic of Persian poem and prose (JSPPP) %I بهار ادب %Z 3060-5660 %A Maryam Saeedi %A Shirin Samsami %A Samaneh Sadat Jafar %D 2026 %\ 2026/04/06 %N 124 %V 19 %P 41-61 %K Emotional Intelligence %K Daniel Goleman %K Shahnameh %K Ferdowsi %K Effective Relationships %X زمینه و هدف: آثار ادبی علاوه بر اینکه آیینه تمام نمای زندگی مردم یک جامعه است با علوم انسانی ارتباطی مستقیم دارد؛یکی از این علوم، روانشناسی است. استفاده از قدرت ادبیات برای توضیح مسانل علمی راه موثری برای یادگیری آسان است؛ حال اگر بایک نظریه علمی هم همراه شود این تأثیر بیشتر میشود؛ به همین دلیل مؤلفان با توجه به موضوع جستار، سعی در تطبیق متن شاهنامه با نظریه دنیل گلمن نموده اند که هوش هیجانی (EQ) با نام او گره خورده است. روش مطالعه: پژوهش پیشرو، به دو شیوه اسنادی و کتابخانه ای صورت درفته است. یافته ها: مفهوم هوش‌هیجانی نخستین بار توسط سالووی .مایر مطرح شد و دانیل گلمن با گسترش وترویج ان نقش مهمی در شناساندن این سازه روان‌شناختی ایفا کرد. مؤلّفه های هوش هیجانی ازنظر گلمن، خودآگاهی،خودکنترلی، خود انگیزی، همدلی و مهارت‌های اجتماعی‌است. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می‌دهد که شاهنامه، فراتر از یک اثر ادبی و تاریخی، منبعی غنی برای شناخت و درک رفتارهای اجتماعی و انسانی است. تسلط بر مهارت‌های اجتماعی، از طریق نفوذ اجتماعی،رهبری،مدیریت تعارض ارتباط مؤثر کلامی که ابزاری برای تنظیم هیجانات و میانجی‌گری است و درک اهمیت ارتباطات غیرکلامی، عاملی تعیین‌کننده در موفقیت‌های عاطفی و حکومتی قهرمانان بوده است. مهارت در مدیریت تعارضات، بازتابی مستقیم از خودتنظیمی هیجانی و درک فضای احساسی طرف مقابل است، در مهار بحران‌ها و بنا نهادن همکاری‌های پایدار (مانند عملکرد شخصیت‌های خردمند) نقشی حیاتی ایفا نموده است؛ در مقابل، بسیاری از شکست‌ای ارتباطی شخصیت‌ها را در پرتو ضعف در خودآگاهی و آگاهی هیجانی تفسیر کرد. در نهایت، شاهنامه تصویری ارائه می‌دهد که نفوذ پایدار، نه بر پایه قدرت صرف، بلکه بر تعهد هیجانی و هدایت احساسات به سمت تفاهم و صلح استوار است. %U https://bahareadab.com/article_id/2035