%0 Journal Article %T تحلیل گفتمان نشانه معناشناسی غیاب-حضور در رمان جای خالی سلوچ اثر محمود دولت‌آبادی بر اساس نظریّه گرمس %J Journal of the stylistic of Persian poem and prose (JSPPP) %I بهار ادب %Z 3060-5660 %A Bita Moslehi %A Noorollah Farhadi %D 2025 %\ 2025/07/12 %N 116 %V 18 %P 133-152 %K Grams. Discursive semantic sign. Saluch's vacancy. tension p %X زمینه و هدف: رمان جای خالی سلوچ اثر محمود دولت‌آبادی یکی از برجسته ترین روایتهای اجتماعی ـ عاطفی ادبیّات معاصر ایران است که فقدان پدر خانواده را بعنوان هسته اصلی روایت بیان میکند. غیاب سلوچ، نه صرفاً غیبت یک فرد، بلکه برساختی معنایی و عاطفی است که تمام روابط خانوادگی را دچار تنش میسازد. از منظر نشانه ـ معناشناسی تنشی گرمس، گفتمان روایت بر مدار کشاکش میان غیاب و حضور حرکت میکند و این جابجایی مداوم، به تولید معنا می‌انجامد. در پژوهش حاضر قصد داریم ساز و کار معنایی و عاطفی غیاب سلوچ بر خانواده او را در بستر داستان از دیدگاه نظریّه نشان معناشناسی گرمس و گفتمان تنشی بررسی نماییم. روش پژوهش: روش پژوهش در این جستار بر مبنای رویکرد نشانه معناشناسی تنشی گرمس بشیوه توصیفی ـ تحلیلی و بر مبنای مطالعات کتابخانه ای در رمان جای خالی سلوچ میباشد. یافته های پژوهش: یافته های پژوهش نشان میدهد که غیاب سلوچ بعنوان محور اصلی روایت در رمان جای خالی سلوچ عاملی برای تنش عاطفی و ایجاد معنا در داستان است. در غیاب سلوچ، مرگان دچار اضطراب، خشم و ناامیدی میشود. غیاب سلوچ و یادآوری خاطرات او سبب فرایندی پویا و تنشی عاطفی در سیر روایت داستان است. نتایج پژوهش: بر اساس نتایج پژوهش غیاب سلوچ نه تنها خانواده او بلکه کل ساختار اجتماعی روستا را بلحاظ فرآیند تنشی تحت تأثیر قرار میدهد. نظام ارزشها، اعتماد اجتماعی و حتی روابط اقتصادی همگی تحت تأثیر این غیاب فرو میریزند. این غیاب، صرفاً پدیده فردی نیست، بلکه یک گفتمان جمعی و اجتماعی است که در بستر مشکلات بوجود آمده در جامعه ای استعمار شده را حکایت میکند. در این روایت با حذف یک شخصیّت، هیجانها و برانگیختگیهای مختلفی بلحاظ عاطفی روایت داستان را پیش میرانند. گفتمان تنشی در این رمان نشان میدهد که چگونه فقدان و عدم حضور یک کنشگر، به اصلیترین عامل آفرینش معنا تبدیل میگردد. %U https://bahareadab.com/article_id/1918