%0 Journal Article %T بررسی تطبیقی گسستهای فردی و اجتماعی در «رمانهای طوبا و معنای شب» اثر شهرنوش پارسی‌پور و «عادت میکنیم» اثر زویا پیرزاد %J Journal of the stylistic of Persian poem and prose (JSPPP) %I بهار ادب %Z 3060-5660 %A Samaneh Asyabi Haghi %A Bagher Sadrinia %A Ebrahim Ranjbar %A Sakineh Rasmi %D 2025 %\ 2025/07/19 %N 116 %V 18 %P 1-20 %K Individual disruption %K Social disruption %K Tuba and the Meaning of the Night %K We Get Used to It. %X مقدمه: ادبیات داستانی ایران در چند دهه اخیر شاهد حضور پررنگ نویسندگان زن و سر برآوردن رمانهایی است که هویت و تجربه زیسته زنان ایرانی را در بستر تحولات اجتماعی، فرهنگی و تاریخی به تصویر میکشند. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی گسستهای فردی و اجتماعی در دو رمان «طوبا و معنای شب» اثر شهرنوش پارسی‌پور و «عادت می‌کنیم» اثر زویا پیرزاد انجام شده است. تلاش شده تا انواع و سطوح گسست در شخصیتهای اصلی این دو رمان شناسایی، تحلیل و مقایسه گردد تا نحوه بازنمایی دغدغه ها و بحرانهای زنان در ادبیات معاصر ایران آشکار شود. روش تحقیق: این تحقیق با بهره گیری از رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش مطالعه تطبیقی انجام شده است. داده های پژوهش با مراجعه به متن اصلی رمانها و تحلیل محتوای کیفی، همراه با ارجاع به منابع جامعه شناختی و روان‌شناختی گردآوری شده است. همچنین برای شفافیت و غنای تحلیل، به نمونه های متنی و نقل‌قولهای مستقیم از رمانها و آثار پژوهشی مرتبط ارجاع داده شده است. یافته ها: بررسیها نشان داد که گسستهای فردی در هر دو رمان، ریشه در تضاد میان میل ذهنی شخصیتهای زن با واقعیتهای تحمیلی جامعه دارد و به شکل بحران هویت، درماندگی روانی، سرکوب فردیت و تلاش برای بازتعریف خود نمایان میشود. در رمان «طوبا و معنای شب»، گسست فردی عمدتاً از طریق سرنوشت طوبا و زنان خانواده اش و تقابل میان سنت و تجدد تحقق مییابد، حال آنکه در «عادت می‌کنیم»، این گسست در قالب اختلاف نسلها، اضطراب مادرانه و ناامیدی از روابط خانوادگی ظهور میکند. گسستهای اجتماعی نیز در هر دو اثر ریشه در ضعف شبکه های حمایتی، جابه جایی ارزشها، مهاجرت، طرد اجتماعی و ناتوانی زنان در دستیابی به حقوق و جایگاه شایسته دارد که اغلب با بحرانهای خانوادگی و اجتماعی درهم تنیده مطرح میشوند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش بیانگر آن است که هر دو رمان با نگاهی منتقدانه، وضعیت زنان ایرانی را در بستر روابط نسلی، ساختارهای سنتی و تحولات اجتماعی ترسیم نموده اند و نشان میدهند که گسستهای فردی و اجتماعی نه تنها ریشه در ساختارهای بیرونی دارند، بلکه امری درونی‌شده و مرتبط با فرآیند ذهنی و هویتی زنانند؛ زنانی که در مسیر دستیابی به استقلال، هویت و آرامش روانی، دائماً با موانع تاریخی، فرهنگی و خانوادگی دست و پنجه نرم میکنند. %U https://bahareadab.com/article_id/1911