- تعداد نمایش : 54
- تعداد دانلود : 40
- آدرس کوتاه شده مقاله: https://bahareadab.com/article_id/1925
- کد IranDOI مقاله: IranDOI:10.irandoi.2002/bahareadab.2025 .18 .8015
ماهنامه علمی سبک شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)
سال 18،
شماره 10،
،
شماره پی در پی 116
وارونگی مکانی در زبان فارسی
صفحه
(261
- 271)
جلیل غیاثی گروه ، محمدرضا اروجی (نویسنده مسئول)، محمدرضا طوسی نصرآبادی
تاریخ دریافت مقاله
: مرداد 1404
تاریخ پذیرش قطعی مقاله
: آبان 1404
چکیده
زمینه و هدف: این پژوهش به بررسی پدیده «وارونگی» به ویژه «وارونگی مکانی[1]» در زبان فارسی میپردازد و در پی تبیین جایگاه آن در کنار دیگر سازوکارهای تغییر آرایش واژگانی مانند «قلب نحوی[2]» و «مبتداسازی[3]» است. هدف اصلی، تحلیل انگیزه های کاربردشناختی و نقش ساخت اطلاع[4] در ایجاد این پدیده هاست.
روش مطالعه: این مطالعه به روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا بر داده های طبیعی برگرفته از گفتار روزمره و متون نوشتاری فارسی انجام شده است.چارچوب نظری پژوهش، مبتنی بر اصول «ساخت اطلاع» و نظریه های نقشگرا[5](به ویژه آرای بیرنر و وارد [6]۱۹۸۹ و بیرنر و ماهوتیان ۱۹۹۶) است.
یافته ها: یافته ها نشان میدهد که برخلاف زبان انگلیسی، وارونگی در فارسی لزوماً مستلزم جابه جایی فاعل و فعل نیست و عمدتاً در قالب «قلب نحوی» یا «مبتداسازی» یک سازه غیرفاعل (مانند گروه حرف اضافه ای مکانی) به ابتدای جمله رخ میدهد آرایش XSV این جابه جاییها عمدتاً توسط عواملی مانند کانونیسازی تقابلی[7]، موضوعسازی (مبتداسازی) و صحنه پردازی کلی هدایت میشوند. وارونگی واقعی با آرایش XVS که در آن فاعل پس از فعل میآید، در فارسی نادر است و عمدتاً به متون ادبی و شاعرانه محدود میشود. همچنین، سازه ای که به موقعیت پیشایند حرکت میکند، معمولاً دارای اطلاعات کهنه تر یا حداقل همپایه از نظر اطلاعاتی با سازه پسایند شده است.
نتیجه گیری: به طور کلی، میتوان نتیجه گرفت که آنچه در ادبیات تحت عنوان «وارونگی» در فارسی مطرح شده است، یک فرآیند نحوی مستقل نیست، بلکه گونه ای خاص از «قلب نحوی» با انگیزه های کاربردشناختی است. سه پدیده قلب نحوی، مبتداسازی و وارونگی مکانی، اگرچه از نظر صورت نحوی متمایزند، همگی سازوکارهایی برای مدیریت ساخت اطلاعات و برجسته سازی اجزای مختلف جمله محسوب میشوند.
[1] Locative inversion
[2] Scrambling
[3] Topicalization
[4] Information structure
[5] Functionalism
[6] Birner,B, Ward, B.
[7] Contrastive focus
کلمات کلیدی
وارونگی
, قلب نحوی
, مبتداسازی
, ساخت اطلاع
, کانون
, زبان فارسی
, آرایش واژگانی.
- دبیرمقدم، محمد. (1369). پیرامون «را» در زبان فارسی. مجله زبانشناسی، 7(1)، 2-60.
- راسخمهند، محمد .(1382). قلب نحوی در زبان فارسی. رساله چاپ نشده دکتری رشته زبانشناسی همگانی، دانشگاه علامه طباطبایی.
- شمالی، آزاده. (1387). محدودیتهای نقشی قلب نحوی و وارونگی در زبان فارسی. پایان نامه ارشد چاپ نشده رشته زبانشناسی همگانی، دانشگاه علامه طباطبایی.
- کلفچیخیابانی، معصومه. (1384). قلب نحوی در زبان ترکی آذری. پایان نامه چاپ نشده کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی.
