%0 Journal Article %T پژوهشی در سطح فکری داستان سیاوش؛ تحلیل داستان بر اساس روانشناسی انسانگرا %J ماهنامه علمی سبک شناسی و تحلیلی متون نظم و نثر فارسی %I بهار ادب %Z 3060-5660 %A محمد آهی %A خلیل توکلی صالح %D 2026 %\ 1404/11/20 %N 122 %V 19 %P 47-66 %K فردوسی %K سیاوش %K روانشناسی انسانگرا %K خودشکوفایی. %X زمینه و هدف: شاهنامۀ فردوسی به عنوان گنجینه ای بی‌بدیل از فرهنگ ایرانی، حاوی قهرمانانی است که بازتاب‌دهندۀ آرمانهای اخلاقی و روانشناسانۀ جامعۀ خود هستند. در این میان، داستان سیاوش از تراژیکترین و نمادینترین روایتهای این حماسه به شمار میرود. با توجه به رویکرد روانشناسی انسانگرا در تبیین ظرفیتهای ذاتی انسان برای رشد و معنابخشی به زندگی، هدف این پژوهش تحلیل شخصیت و سرنوشت سیاوش بر اساس اصول این مکتب، به ویژه مفهوم محوری «خودشکوفایی» آبراهام مزلو است. پرسش اصلی آن است که آیا سیاوش در مواجهه با چالشهای پیچیدۀ زندگی به مرحلۀ متعالی خودشکوفایی دست یافته است یا خیر. روشها: این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد کیفی انجام شده است. داده ها از طریق مطالعۀ مستقیم و گزینشی ابیات روایت سیاوش در شاهنامه گردآوری و با تکیه بر چارچوب نظری روانشناسی انسانگرا (نظریات مزلو، راجرز و فرانکل) تحلیل شد. معیار سنجش، تطبیق نظام‌مند رفتارها، گفتارها و تصمیمات سیاوش با هفت مؤلفه اصلی خودشکوفایی شامل رفتار اخلاقی، خلاقیت، مسئولیت‌پذیری، اراده آزاد، واقعگرایی، توانایی حل مسئله و لذت بردن از زندگی بوده است. یافته ها: تحلیلها نشان میدهد سیاوش پس از تربیت متعادل در دامان رستم و تأمین نیازهای پایه ای، به طور طبیعی وارد مسیر رشد متعالی میشود. او در تمامی بحرانهای سرنوشت‌ساز (از رد پیشنهاد سودابه و گذر داوطلبانه از آتش تا انتخاب صلح‌آمیز و پذیرش شهادت) همواره بر اساس اصالت، خرد و وجدان اخلاقی عمل کرده و مؤلفه های هفت‌گانه را به وضوح بروز داده است. کشمکشهای روانی او نه تنها مانع پیشرفت، بلکه محرکی پویا برای دستیابی به خودِ حقیقی و پایبندی به ارزشهای برتر بوده است. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، سیاوش نمونه ای شاخص از فرد خودشکوفا در روانشناسی انسانگراست. او با غلبه بر فشارهای محیطی، با اراده ای آگاهانه و مسئولانه مسیر اخلاقی خویش را برگزید و به بالاترین سطح کمال شخصیت دست یافت. شهادت او نه نشانه شکست، بلکه اوج تعالی روحی و تجلی کامل ظرفیتهای بالقوه انسانی اوست. %U https://bahareadab.com/article_id/2004