%0 Journal Article %T روایت سلوک در ساختار داستانی الهی‌نامۀ عطار (تحلیلی بر مبنای نظریۀ ریخت‌شناسی) %J ماهنامه علمی سبک شناسی و تحلیلی متون نظم و نثر فارسی %I بهار ادب %Z 3060-5660 %A محمدمهدی خسرویان %D 2026 %\ 1404/06/03 %N 117 %V 18 %P 159-187 %K عطار نیشابوری %K الهی‌نامه %K عرفان و تصوف %K ریخت‌شناسی %K حکایات عرفانی. %X زمینه و هدف: الهی‌نامۀ عطار نیشابوری یکی از پیچیده ترین متون عرفانی است که در آن آموزه های بنیادین تصوف در قالب شبکه ای از حکایتها و تمثیلها عرضه شده اند. هدف این پژوهش بررسی ساختار روایی و محتوایی این حکایتها بر پایۀ الگوی ریخت‌شناسی ولادیمیر پراپ و تحلیل عناصری چون شخصیت، انگیزه، خویشکاری، زمان و مکان است تا روشن شود عطار چگونه مفاهیم کلیدی عرفان، از جمله حرکت از ظاهر به باطن، گذر از عشق مجازی به عشق الهی، و سیر فنا فی‌الله ا در قالب روایت بازنمایی می‌کند. روشها: روش تحقیق، تحلیل کیفی ـ تطبیقی حکایتهای الهی‌نامه بر مبنای الگوی پراپ است. ابتدا عناصر بنیادین روایت در هریک از حکایتها استخراج شد؛ سپس الگوهای مشترک میان حکایتها و تفاوتهای ساختاری و محتوایی آنها بررسی گردید. این شیوه اجازه می‌دهد روابط میان کنشهای روایی، مسیر تحول شخصیت‌ها، و کارکرد نمادین زمان و مکان در چارچوبی منسجم تحلیل شود. یافته ها: یافته ها نشان میدهد که بیشتر حکایت‌ها، با وجود تفاوتهای ظاهری، از الگویی روایی نسبتاً ثابت پیروی میکنند: سالک یا عاشق در برابر موانع بیرونی و درونی قرار می‌گیرد، از خود میگذرد و به مرتبه ای والاتر از ادراک میرسد. تقابلهای محوری همچون ظاهربینی/باطن‌گرایی، ریا/اخلاص، و قدرت دنیوی/حقیقت الهی ساختار اندیشۀ عرفانی عطار را سامان میدهد. زمان و مکان نیز کارکردی نمادین یافته و مراحل سلوک روحانی را بازتاب میدهند. نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان میدهد که عطار با بهره گیری از زبان قصه، نوعی طرح کلان از سیر وجودی انسان به سوی حقیقت ترسیم کرده است؛ طرحی که در آن روایت به آیینه ای برای نمایش اندیشۀ عرفانی بدل میشود. الهی‌نامه در نهایت تعلیم میدهد که حقیقت آرزوهای بی‌پایان انسان در باطن او نهفته است و دستیابی به آن جز با صدق، ایستادگی و رهایی از خویشتن ممکن نیست. %U https://bahareadab.com/article_id/1935