%0 Journal Article %T تحلیل داستان «چرا دریا طوفانی شده بود؟» براساس نظریۀ آلوده انگاری کریستوا %J ماهنامه علمی سبک شناسی و تحلیلی متون نظم و نثر فارسی %I بهار ادب %Z 3060-5660 %A بهنام کیانی شاهوندی %A اسد آبشیرینی %A عادل سواعدی %D 2026 %\ 1404/05/29 %N 117 %V 18 %P 1-18 %K ناتورالیسم %K آلوده انگاری %K ژولیا کریستوا %K صادق چوبک %X زمینه و هدف: در این پژوهش، داستان کوتاه «چرا دریا طوفانی شده بود؟» صادق چوبک براساس نظریۀ آلوده انگاری ژولیا کریستوا تحلیل و بررسی میشود و در طی آن مفاهیم آلوده انگاشته ای مانند فساد جنسی و اخلاقی، مرگ، اعتیاد، بیماری و حرام‌زادگی بررسی میشوند. همچنین هجوم همیشگی امور آلوده به سوژه ها و تلاش سوژه ها، برای دوری و رهایی و حفظ حریم خود از این امور بررسی میشود. روشها: پژوهش حاضر، مطالعه ای نظری است که به شیوۀ کتابخانه ای انجام شده است و با روش تحلیل محتوا به انجام رسیده است. محدوده و جامعۀ مورد مطالعه، داستان کوتاه «چرا دریا طوفانی شده بود؟» از مجموعه داستانهای کوتاه «انتری که لوطیش مرده بود» اثر صادق چوبک است. یافته ها: در داستان «چرا دریا طوفانی شده بود؟» کاربرد فراوان امور آلوده انگاشته ای مانند مرگ، اعتیاد، بیماری و فساد جنسی و اخلاقی به چشم میخورد. با بررسی شخصیّتهای این داستان، درگیری آنها با این امور آلوده و تکاپوی آنها برای رهایی و دوری از آلودگی دیده میشود. نتیجه گیری: پس از انجام این پژوهش، مشخّص میشود که شخصیّتهای محوری این داستان ناتورالیستی در جهت نیل به سوژگی و پالایش درونی گام برمیدارند؛ «کهزاد» و «زیور» با تکیه بر عنصر عشق، نسبت به آلودگی خود، آگاهی پیدا کرده اند و در تلاش هستند تا با تطهیر خود، از امور آلوده رهایی یابند. نمونۀ بارز این تلاش، دوری کردن کهزاد از رانندگان دیگر و ریختن آب توبه بر سر زیور و ازدواج با اوست. %U https://bahareadab.com/article_id/1927